اقتصاد و برنامه ريزي در خانواده


خانواده يكي از معصوم ترين نهادهاي اجتماعي است كه بر اساس ازدواج شكل مي گيرد و خود سرچشمه ساير نهادهاي اجتماعي مي باشد..
اقتصاد خانواده مي كوشد، تا مسائل اقتصادي خانواده را مورد ارزيابي قرار دهد. نظام اقتصاد خانواده بايد به گونه اي تكوين يابد كه بتواند نيازهاي افراد خانواده كه همواره در حال گسترش است را پاسخ بگويد..
هر خانواده بايد بتواند امور مربوط به هزينه هاي خود را تحليل كند و بر پايه آن مصرف خود را تعيين كند. اولين گام براي تحليل درست هزينه ها و تعين مصرف مناسب، اراده براي كسب آگاهي است..
علم اقتصاد، علم هماهنگ كردن امكانات و احتياجات در زمان و مكان است. اقتصاد امروز، اقتصاد برنامه اي است ، بدان معنا كه هماهنگ كردن امكانات و احتياجات درچارچوب برنامه است..
علم اقتصاد، علم بررسي چگونگي توليد، توزيع، و مصرف كالاست. هدف اقتصاد در اسلام تلاش براي زندگي سالم و رضايت بخش مي باشد..


 :وظيفه خانواده نسبت به اقتصاد
يكي از وظايف خانواده نسبت به اقتصاد، استفاده مؤثر از آنچه كه توليد مي شود، است. چنانچه اگر بخواهيم اقتصاد جامعه در حال رشد باشد و روز به روز پويا تر بشود، بايد از آنچه توليد مي شود استفاده موثر انجام داد..
بنابراين استفاده مناسب اگر از خانه و خانواده شروع شد، مقدمه اي براي تحقق اين مهم در جامعه است. چرا كه  اكثر عادات اجتماعي و اخلاقي در خانواده شكل مي گيرد..
تربيت از خانه شروع مي شود يكي از زمينه هاي تربيت -تربیت براي كسب درآمد و هزينه مناسب است..


: بهره وري  
بهره وري در اصل استفاده مناسب و مؤثر از هر يك از عوامل توليد است. چنانچه شناخت راههاي مناسب در هزينه، به موقع به بهره وري مي انجامد..
براي ايجاد بهره وري در خانه، لازم است افراد خانه نسبت به چگونگي هزينه مناسب آگاهي يابند. هزينه مناسب به معني عدم توجه به نيازها نيست : بلكه به معني رفع مناسب نيازهاست..
در بهره وري انسان با فكر خودش، فعاليتش را با ارزشها و واقعيتها منطبق مي كند و مي كوشد تا با هوشمندي بهترين نتيجه مادي و معنوي را كسب كند..
يكي از مواردي كه در اقتصاد خانواده مي توان به آن اشاره كرد اينست كه مردم به صورت خانوادگي زندگي مي كنند و اكثر توليدات و واردات در خانواده استفاده مي شود..
حال اگر به اقتصاد جامعه توجه شود، ديده مي شود كه اقتصاد جامعه از چگونگي مصرف در خانه اثر مي گيرد. بنابراين تلاش براي اصلاح اقتصاد جامعه از تلاش براي اصلاح اقتصاد خانه آغاز مي شود..
زيرا بدون اصلاح ساختار درآمد و هزينه در خانه، اصلاح اقتصاد جامعه غيرممكن و يا حداقل سخت و مشكل است. بنابراين مديريت بودجه در خانه از ضرورت خاصي برخوردار است. خانه داري علم ايجاد نسبت ميان درآمد و هزينه است. بنابراين هر چقدر نسبت ميان درآمد و هزينه منطقي تر باشد، خانه داري هم منطقي تر است و هر چقدر نسبت ميان درآمد و هزينه بدتر باشد، خانه داري هم ضعيف تر است..
خانه داري ايجاد نسبت ميان ورودي ها و خروجي ها در فرآيند زندگي مي باشد.
فرآيند يعني كليه تلاشها و كوششهايي كه به يك نتيجه منجر مي شود و استاندارد سازي آنها يك امر ضروري است..
اكثر مردم تا حدود زيادي تحت تأثير خانه هستند. در هر خانه اي روابطي حاكم است كه اعضاي آن از اين روابط الگو برداري مي كنند..
يكي از الگوهاي مهمي كه از خانه گرفته مي شود، الگوي درآمد هزينه است، نباراين اصلاح الگوي درآمد و هزينه در خانه منجر به اصلاح آن در جامعه مي شود..
فرزندان ما خواسته يا ناخواسته از ما الگوبرداري مي كنند. پس همانطور كه پدر و مدر رفتار مي كنند، بچه ها همان را الگو برداري مي كنند..
روابط ميان افراد خانواده بر ساير روابط اجتماعي نيز تأثير ميگذارد. روابط اقتصادي در خانه يكي از مهمترين روابط در خانواده است احساس نزديكي ميان روابط اقتصادي در خانه با خود، اصلاح كننده اين روابط است..
پس خانه دار موفق كسي است كه به اصلاح بين روابط مي انديشد و بهترين استفاده از آنچه كه در اختيار اوست،‌مي نمايد..


. تعريف عرضه : عرضه عبارتست از كليه كالاهايي كه در اختيار مصرف كنندگان قرار مي گيرد.
در اينجا سؤالي مطرح مي شود: آيا هر چيز كه عرضه مي شود نياز مصرف كننده است؟ در پاسخ گفته مي شود، خير !

هر چيز كه عرضه مي شود نياز جامعه نيست..
 *نيازها برخي واقعي هستند و برخي كاذب هستند. حال اگر نيازهاي كاذب حذف نشود، مثل نيازهاي واقعي عمل مي كنند. براي مثال نياز انسان به آب و غذا يك نياز واقعي است. در حالي كه افراد سيگار مصرف مي كنند، و اين يك نياز كاذب است ولي به صورت نياز واقعي عمل مي كند، پس شناخت نيازهاي واقعي يك ضرورت است..
 *نيازهاي غيرواقعي تحت تأثير آموزش و تربيت قرار دارند. مثلاً در يك فيلم سينمايي هنر پيشه نقش اول سيگار مي كشد، اين يك نياز كاذب است كه از طريق رسانه آموزش داده مي شود..
 *نيازهاي غيرواقعي تحت تأثير تبليغات قرار دارند. مثلاً يك كارخانه مواد غذاي محصولي درست كرده است كه بدون هيچ گونه نيازي به آن ندارد، اما در اثر تبليغات خود به سراغ آن مي رود..
*نيازهاي غيرواقعي اگر بوجود بيايند تا مدتها ماندگارند. مثل كسي كه سيگاري شده است مدتها طول مي كشد كه اين نياز غيرواقعي را كنار بگذارد.
*نيازهاي غيرواقعي اگر كنترل نشوند، نامحدود هستند. چرا كه انسان به هر كدام از اين نيازها علاقه پيدا كند و خود را پاي بند به آن بكند، نياز كاذب ديگري هم وجود دارد كه به آن اضافه مي شود . مثل : پول – سيگار و ...
. *خانه داري علم كنترل و هدايت نيازهاست


. تعريف تقاضا: عبارتست از درخواست افراد نسبت به در اختيار گرفتن چيزي#
بهترين تقاضا ميل به دراختيار داشتن چيزي است كه نياز واقعي را برطرف مي كند. در حالي كه نفس انسان زياده طلب و عقل انسان اندازه طلب است. بنابراين تقاضاهاي واقعي عقلاني و تقاضاهاي كاذب نفساني و زياده طلب است..


#تقاضا تحت تأثير عوامل ذيل قرار دارد:

1-نياز 
۲- تعليم تربيت

۳- تبليغات

4-آموزش خانواده


نكات:  
 *تقاضاهاي بي حد و اندازه اگر چه ممكن است به مصرف هم نرسد، ليكن ايجاد فرهنگ مي كند.
 تقاضاهاي خانه بر تقاضاهاي ملي اثر مي گذارد*
*خانه داري علم كنترل تقاضا است. كنترل تقاضا به معناي درست استفاده كردن، تقاضاهاي كاذب را كنار گذاشتن و تقاضاهاي واقعي را انتخاب كردن به ميزان درآمد، هزينه كردن است، تا تعادل در خانواده بوجود بيايد.
*خانه داري علم هدايت تقاضا است. ممكن است بچه اي در خانواده تقاضاهاي زيادي داشته باشد. بنابراين خانواده مي بايست تقاضاي او را به سوي تقاضاي واقعي هدايت كند.


 :تعامل ميان عرضه و تقاضا#
*براي ايجاد تعادل ميان عرضه و تقاضا مي توان به صورت موقت از تقاضاهاي واقعي نيز اجتناب كرد و عامل ايجاد تقاضاهاي كاذب را بيابيم..


نكات:
 *تقاضاهاي اضافه ممكن است از فرهنگ حاكم بر خانواده سرچشمه بگيرد و اگر اصلاح نشود به نسلهاي بعدي منتقل مي شود.
*تقاضاهاي اضافه ممكن است از عدم شناخت تقاضاهاي واقعي سرچشمه بگيرد.
. تقاضهاي بيش از اندازه ممكن است از نگراني نسبت به كمبود ناشي بشود*
*چشم و هم چشمي يكي از دلايل تقاضاي اضافي مي باشد.
*عدم آگاهي از آينده ناشي از تقاضاهاي كاذب، نيز يكي از دلايل تقاضاهاي كاذب است.
*تقاضاهاي كاذب ايجاد توليدات كاذب مي كند.
*جامعه اي كه از عرضه و تقاضاي واقعي دور مي شود، خيلي زود آسيب مي بيند.
*علم خانه داري، علم ايجاد تقاضاهاي واقعي است.


اداره خانواده به صورت علم و هنر:
*اداره خانواده هم يك علم و يك هنر است..
*علم اداره خانواده آموختني است..
*علم اداره خانواده از فرهنگ و آداب و رسوم تأثير مي گيرد..
*اگر علم اداره خانواده را نياموزيم بر ما تحميل مي شود..
*علم و هنر اداره خانواده به اراده خانه داران بستگي دارد..
*عادات غلط يكي از موانع جدي آموختن علم خانه داري است..
*الگوهاي اداره خانه تحت تأثير سياستهاي تبليغي قرار دارد..
*الگوهاي اداره خانه تحت تأثير سياستهاي توليدي قرار دارد..
*الگوهاي اداره خانه تحت تأثير سياستهاي اجتماعي قرار دارد..
*الگوهاي اداره خانه تحت تأثير سياستهاي اخلاقي و ارزشهاي ديني قرار دارد..


 


الگوهاي اداره خانه تحت تأثير چه عواملي قرار دارد:
*الگوهاي اداره خانه تحت تأثيراعتماد و عدم اعتماد نسبت به مديران كشور قرار دارد..
*الگوهاي اداره خانه تحت تأثيرتفسير و قضاوتهاي ديگران قرار دارد..
*تقاضاهاي ملي از تجمع تقاضاهاي خانه بوجود مي آيد..
*اصلاح تقاضاي ملي به اصلاح تقاضاي خانواده بر مي گردد..
8هدايت تقاضاي ملي به هدايت تقاضاي خانواده بر مي گردد..
*برخي از تقاضاها وقتي تأمين نشوند، جايگزين دارند..
*علم خانه دار، علم ياري رساندن به اداره جامعه است..
*خانه دار موفق، بازوي اقتصاد كشور است..
*خانه دار موفق، تربيت كننده آينده سازان كشور است..
*خانه دار موفق، سرمايه ملي يك كشور است..


نقش لوازم و وسايل در زندگي:  
*براي استفاده از هر چيزي بايد به نقش آنها در زندگي آگاه شد..
*عدم آگاهي نسبت به نقش لوازم و وسايل در زندگي موجب خطا در انتخاب مي شود..
*عدم آگاهي نسبت به نقش لوازم و وسايل در زندگي موجب خطا در تهيه مي شود..
*عدم آگاهي نسبت به نقش لوازم و وسايل در زندگي موجب خطا در مصرف مي شود..
*عدم آگاهي نسبت به نقش لوازم و وسايل در زندگي موجب خطا در صرف هزنيه بي مورد مي شود..
*عدم آگاهي نسبت به نقش لوازم و وسايل در زندگي موجب خطا عدم تأمين نيازهاي واقعي مي شود.
*عدم آگاهي نسبت به نقش لوازم و وسايل در زندگي موجب خطا توليدات لوازم غيرضروري مي شود..
*عدم آگاهي نسبت به نقش لوازم و وسايل در زندگي موجب خطا در ايجاد فرهنگ خطا مي شود..
*عدم آگاهي نسبت به نقش لوازم و وسايل در زندگي موجب خطا و اسراف مي شود..
*خانه داري علم آگاهي نسبت به نقش لوازم و وسايل در زندگي است..


پوشاك و مواد غذايي:
*در ارتباط با پوشاك و مواد غذايي بايد به نقش آنها در سلامت و بهداشت توجه كرد..
*سلامت و بهداشت تحت تأثير تهيه پوشاك و مواد غذايي مناسب است..
*سلامتي و بهداشت تحت تأثير مصرف درست پوشاك و مواد غذايي مناسب است..
*سلامتي و بهداشت تحت تأثير استفاده به جاي پوشاك و مواد غذايي مناسب است..
*سلامتي و بهداشت تحت تأثير آموزش استفاده از پوشاك و مواد غذايي به فرزندانمان است..
الگوهاي پوشاك ، تحت تأثير تبليغات قرار دارد.*.
الگوهاي پوشاك ، تحت تأثير بازار توليد قرار دارد.*.
الگوهاي پوشاك ، تحت تأثير آموزش قرار دارد.*.
الگوهاي تغذيه نيز تحت تأثير تبليغات ، بازار توليد و آموزش قرار دارد.*.
علم خانه داري، علم يافتن الگوهاي مناسب پوشاك و تغذيه است.*.


بهداشت:
*بهداشت چيست؟ بهداشت يعني تلاش براي دوري از بيماري و صرفه جويي در هزينه ها.
. بهداشت از درمان راحتتر است*.
 بهداشت از درمان ارزان تر است.*
بهداشت نسبت به درمان از دوام بيشتري برخوردار است.*.
. بهداشت يعني صرفه جويي در وقت *.
. بهداشت آموختني است*.
*رعايت بهداشت توسط فرزندان به رعايت آن توسط پدر و مادر بستگي دارد..
علم خانه داري، علم دستيابي به اصول بهداشت و سلامت در خانه است.*.

علم خانه داري، علم آشنايي با شيوه هاي گسترش بهداشت و سلامتي درخانه است   

                                                 منبع : اينترنت                 





 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 22:8 توسط کوکب یعقوبی |